گِرد خویش ، به تمنای رسیدن
بی باده ، مست می چرخیدم
زمین می چرخید و آسمان نیز مخالفم .
وقت ایستادن
وقت آوار شدن بود ؛
زمان واژگونی آسمان .
همچو باورهایم
که بی مهابا فرو ریختند
در تلی از همهمه
در هجوم باید ها و نباید ها
من شکستم را پذیرفتم
مقصد همان مبدا
و راه رفته تجربه ای تکرار نشدنی .
ما را در سایت باور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 104