چشمانم را نمی بندم
مبادا ذهنم
از کوچه ی خیال تو بگذرد
به اطراف نمی نگرم
مبادا جای خالی تو
غربتم را به رخ بکشد
لب نمی گشایم
مبادا آغاز و پایان سخنم باشی
تنهایی ام را فریاد نمی زنم
مبادا قاصدی در راه باشد
زمزمه هایم را بر خود می خوانم
مبادا به گوش تیز دیوار برسد
نوک کلاغ سیاه قصه ها را چیدم
که مبادا عنوان خبرش باشم
خواستم ننویسم
که ندانی ،
که مبادا لا به لای جمله هایم
از دل تنگیم بگویم
از دوست داشتن هایم
از نقص بی تو بودن
از رنج دوری
از نگاه منتظر ....
ما را در سایت باور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 92